بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
104
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
اما « مكارم اخلاق » يا « فضايل اخلاقى » صفاتى است كه به انسان شخصيت عالى انسانى مىبخشد و او را به مراتب رفيع كمال مىرساند مثل نوعدوستى ، ميل به عدالت و انصاف ، ميل به تقوى و پاكى ، تعالىخواهى ، دفاع از مظلوم . بشر امروز از نظر محاسن اخلاق خيلى پيشرفته است اما از نظر مكارم اخلاقى سير نزولى پيموده است لذا آنچه را بشر امروز بيش از هر چيز بدان سخت نياز دارد مكارم اخلاق است كه تا مرحلهاى ريشه فطرى دارد . يعنى بدون تعليم و تبليغ هركس ادراكى از نيكى و بدى دارد و اين همان وجدان اخلاقى مىباشد و چون اصول و قوانين آن از اعماق سرشت انسان مىجوشد و با توجه به ثبوت فطرت و سرشت بشرى ، در طول اعصار و قرون تغييرپذير نيست . در جهانبينى اسلامى اصول اخلاقى منبعث از دستورالعملهاى قرآن مجيد و سنن نبى اكرم و ائمه هدى عليهم السّلام است . از ديدگاه اسلام انسان موجودى است داراى شعور و اختيار و صاحب اراده و نتيجتا در گرو اعمال خويش و مسؤول آنهاست و چون مخلوقى است ، نيمه آسمانى و نيمهخاكى و آميزهاى است از فرشته و شيطان ، لذا قلمرو عزّت و ذلّت او از اعلى عليين است تا اسفل السافلين . ملاك برترى انسان در اسلام ، تقوى است : « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » چه به گفته امام على ( ع ) : « التّقى رئيس الاخلاق » پرهيزكارى سر و رئيس سجاياى اخلاقى است . معنى جامع تقوى ، ضمير بيدار به حق و نگهدارنده حريم است و اثر آن هماهنگى قواى نفسانى و ظهور فضايل خلقى مانند عدالت ، عفت ، شجاعت مىباشد و حقيقت تقوى همه كمالات معنوى و فضايل را دربردارد . در آئين اسلام لازمه اصلاح اخلاقى و تصفيهء روح ، نفسكشى و چيرگى بر سركشى غرايز و تمايلات شهوانى است و اين امر از چنان اهميتى برخوردار است كه از نفس امّاره بهعنوان « دشمنترين دشمن انسان » ياد شده و مبارزه با آن به « جهاد اكبر » تعبير گرديده است .